Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 14 دی ماه سال 1385 ساعت 9:47 PM

وقتی که منصور حلاج را به امر معتصم خلیفه ی وقت هزار تازیانه زدند در وی تأثیری نکرد٬ او را روانه چوبه دار ساختند.

در راه درویشی از وی پرسید که عشق چیست؟

گفت: امروز بینی و فردا بینی و پسفردا بینی. یعنی امروز بکشند و دوم جسم سوزانند و سوم خاکستر جسم بر باد دهند.

غلامش وصیتی خواست.

فرمود: نفس را به چیزی مشغول دار وگرنه او تو را مشغول گرداند.

پسرش گفت: ای پدر مرا وصیتی کن.

فرمود: چون جهانیان در اعمال کوشند تو در چیزی کوش که آن علم حقیقت است.

در راه که می رفت می خرامید با بندهای گران و نعره زنان می گفت:

حق حق حق

تا به زیر دارش بردند بوسه بر دار زد و گفت:

معراج مردان عشقست

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo