آموزش زبان انگلیسی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 14 مهر ماه سال 1386 ساعت 05:48 AM

یا الله

نقل است که جماعتی از بزرگان پیش رابعه رفتند. از یکی پرسید: تو خدای را برای چه می پرستی؟ گفت: هفت طبقه دوزخ عظمتی دارد و همه را بر او گذر باید کرد٬ ناکام از بیم و هراس او. دیگری گفت: درجات بهشت منزلتی نیکو دارد٬ پس آسایش در آنجا موعود است. رابعه گفت: بد بنده ای بود که خداوند خود را از بیم عبادت کند یا به طمع مزد پرستد. پس ایشان گفتند تو چرا می پرستی خدای را؟ تو را طمع نیست؟ گفت: الجار٬ ثم الدار. ما را این تمام نبود که دستوری داده اند تا او را بپرستیم؟ که اگر بهشت و دوزخ نبودی٬ او را اطاعت نبایستی کرد و استحاق آن نداشت که بی واسطه عبادت او را کند؟

                                                                                                            -تذکرة الاویاء

 

سجده برم که خاک تو بر سر چو افسرست

پا درنهم که راه تو بر پا مبارکست

 

می‌آیدم به چشم همین لحظه نقش تو

والله خجسته آمد و حقا مبارکست

 

نقشی که رنگ بست از این خاک بی‌وفاست

نقشی که رنگ بست ز بالا مبارکست

 

بر خاکیان جمال بهاران خجسته‌ست

بر ماهیان طپیدن دریا مبارکست

 

آن آفتاب کز دل در سینه‌ها بتافت

بر عرش و فرش و گنبد خضرا مبارکست

 

دل را مجال نیست که از ذوق دم زند

جان سجده می‌کند که خدایا مبارکست

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo